تملت

☆ミニ顔文字★ のデコメ絵文字ﻣﺠﺮﻱ : ﻓﺎﻣﻴﻞ ﺩﻭﺭ ﺍﻭﻥ ﭼﻴﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﭽﺘﻪ؟☆ミニ顔文字★ のデコメ絵文字
ﻓﺎﻣﻴﻞ : ﻗﺸﻨﮕﻪ ﺁﻗﺎﻱ ﻣﺠﺮﻱ؟ ﻣﻦ ﻭﺍﺳﺶ
ﺧﺮﻳﺪﻡ،ﺍﺳﻤﺶ ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺨﺘﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ
ﺗﻤﻠﺖ،ﺗﻤﺒﻠﺖ، ...
ﻣﺠﺮﻱ : ﺁﺧﻪ ﺑﭽﻪ ﺍﻧﻘﺪﺭﻱ ﺗﺒﻠﺖ ﭼﻤﻴﺪﻭﻧﻪ ﭼﻴﻪ؟ ﺑﭽﻪ
ﺩﺍﺭﻱ ﭼﻴﮑﺎﺭ ﻣﻴﮑﻨﻲ؟
ﺑﭽﻪ : ﺩﺍﺭﻡ ﭘﺮﻳﻨﺎﺯﻭ ﺍﺩﺩ ﻣﻴﮑﻨﻢ !
ﻣﺠﺮﻱ : ﻓﺎﻣﻴﻞ ﺍﻳﻦ ﺑﭽﻪ ﺍﻵﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﺎﺯﻱ
ﮐﻨﻪ،ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺟﺴﻤﻲ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ،ﺍﻳﻦ ﭼﻴﺰﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﺩﺵ
ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﻩ
ﻓﺎﻣﻴﻞ : ﺁﻗﺎﻱ ﻣﺠﺮﻱ ﺍﻵﻥ ﺩﻳﮕﻪ ﻋﺼﺮ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﺎﺗﻪ ...ﺍﻳﻦ
ﮐﺎﺭﺍﻳﻲ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻴﮕﻴﻦ ﻣﺎﻝ ﺻﺒﺢ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﺎﺕ ﺑﻮﺩ،ﺩﻳﮕﻪ
ﺧﻴﻠﻲ ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺖ ﺩﻳﺮ ﺑﺎﺷﻪ ﺩﻭ ﻭ ﻧﻴﻢ ﺳﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ!
( ﻳﻬﻮ ﺑﭽﻪ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﺯﻳﺮ ﮔﺮﻳﻪ)
ﻓﺎﻣﻴﻞ : ﺑﺎﺑﺎﻳﻲ ﭼﺮﺍ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﮑﻨﻲ؟
ﺑﭽﻪ : ﭘﺮﻳﻨﺎﺯ ﺗﻮ ﺭﻳﻠﻴﺸﻨﺸﻴﭙﻪ

/ 23 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

[خنده] فامیل دور که عشقه

گلسا

بـگـذار بـه یـادت بـاشم ... نـه صـرفـا مـخـاطـب خـاص ؛ کـه خـاص تـریـن مـخـاطـب عـالـمـی ... تـو کـه چـنـیـن مـخـاطـب قـرار دادنـت دلـم را آرام مـی گـردانـد... الا بـذکـر الله ... می شـود دل آرامـم شـوی؟!

آنیتــا しѺ√乇

نانوشته هایم بسیارند مثل بی قراری هایـم… من سکــوتم را فریـاد می کِشــم آخر این آشوب درونم مــرا می کُشد…

محمد یاراحمدی

آمدنت را حيران بنگرم يا رفتنت را مات بمانم ؟ باد آورده را باد مي برد قبول! دلم را كه باد نياورده بود...!! در گلوی من ابر کوچکی ست می شود مرا بغل کنی؟ قول می دهم گریه... کم کنم ... چه فرقی دارد ، پُشت میله ها باشی ؛ یا در خیابانهای شهر در حال قدم زدن ، وقتی که آرزوهایت ، در حبس باشند وقتی جای چیزی امن است کمتر سراغش را میگیریم ... مثل " یاد تو درست ته دلم "

آنیتــا しѺ√乇

زندگی به من آموخت آدمها نه دروغ می گویند ، نه زیر حرفشان می زنند اگرچیزی می گویند صرفا "احساسشان" درهمان لحظه ست نباید رویش حساب کرد..!

آنیتــا しѺ√乇

خدایــــــــــا سرنوشت مرا خیر بنویس تقدیری مبارک تا هرچه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم!

آنیتــا しѺ√乇

کشتی های عاشق سوت میکشند مردهای عاشق آه... و زن های عاشق فقط نگاه میکنند...!

آنیتــا しѺ√乇

هوا ابری است ... ومن می دانم روزی خورشید از پشت این ابرها بیرون می آید و همه چیز را روشن می کند، و من می دانم....

آنیتــا しѺ√乇

گاهی مجبوری برای راحت کردن خیال دیگران، خود را خوشحال نشان بدهی … تا آنها ندانند که در درونت چه غوغایست … !

[خنده]