زیبا

 

 


 

عکس و تصویر

 

 

 

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نفس

ایرانسل در آینده ای نزدیک: مشترک گرامی چه خبر؟ مامان بابا خوبن؟، علی کوچولو چه طوره؟ الهی ایرانسل قربونش بره. مشترک گرامی با ۶۴۵۲۰۰ ریال شارژ دیگر برنده ۱۵۰ تومن شارژ داخل شبکه بشوید. مشترک گرامی چته؟ چرا تو فکری؟ عاشق شدی؟ آخه بدبخت! با این وضع گرونی کی عاشق می شه؟ ها؟ مشترک گرامی تو مسابقه ما شرکت کن با ۲۰ لیتر بنزین جایزه ! با این کار مشت محکمی تو دهن همراه اول بزن! مشترک گرامی یه طرح دارم بهاره. یکی سیم کارت بخر یکی ببر یکی میارم در خونتون یکی می دم به عموتون یکی هم واسه عمتون

نفس

استاد: وقتی بزرگ شدی چه می کنی؟ شاگرد: ازدواج! استاد: نخیر منظورم اینه که چی می شی؟ شاگرد: داماد! استاد: اوه! منظورم این است وقتی بزرگ شدی چی به دست می آری؟ شاگرد: زن! استاد: بله! وقتی بزرگ شدی برای پدر و مادرت چی می گیری؟ شاگرد: عروسی می گیرم! استاد: پسر جان پدر و مادرت در آینده از تو چه می خوان؟ شاگرد: نوه!

نفس

رفته بودیم یه جا مهمونی، صاحب خونه یه دختر ملوس داشت، سه، چهار سالش بود، دیوار راستو می رفت بالا! نازش کردم، بوسیدمش و بهش با لحن بچگونه گفتم: خاله دون، چن سالته عجیییجم؟ اسمتو بهم میگی خانونمه خوججل؟ چند ثانیه تو چشام نگاه کرد، بعدش خیلی جدی گفت: خب مثل آدم حرف بزن ببینم چی میگی...!

نفس

وصیت نامه گاندی:******* *********************** ***** ****** ********** خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم مخصوصا اون جایی که میگه:* ** *********

نفس

پيرزنه تو اوتوبوس هي مي گفته: ني ناي نا ناي ني ناي ناي همه هم دست ميزدن براش. بعد يهو دست مي کنه تو کيفش دندوناشو در مياره ميگه: نياوران نيگه دار!

نفس

مسابقه پیامکی ایرانسل(هر پیام 75تومان) برنده : هر روز1 لپ تاپ سوال 1: آب خوبه؟ بله 2: درخت چه رنگ است؟ سبز 3: آهن سفت تره یا پنبه ؟ پنبه سوال آخر : شخصی که نظریه بوروکراسی پست مدرن را باب کرد که بود و اون روز تو خلوت خودش به چی فکر میکرد ؟؟؟

نفس

روزي افسر پليس راهنمايي، ديد كه يك خودرو چراغ قرمزها رو رد مي كنه و اصلاً عين خيالش هم نيست كه خلاف مي كنه. خودرو رو متوقف كرد و از راننده پرسيد: «چراپشت چراغ قرمز توقف نمي كني؟» راننده در حالي كه كاغذي رو كه در دست داشت نشون مي داد گفت: «جناب سروان تقصير من نيست. روي اين آدرس نوشته شده : چراغ اول را رد مي كني، چراغ دوم را هم رد مي كني و بعداز چراغ سوم مي پيچي دست راست ....!»

Roshana

همه می پرسند: چیست در زمزمه ی مبهم آب چیست در همهمه ی دلکش برگ؟ چیست در بازی آن ابر سپید؟ روی این آبی آرام بلند که تو را میبرد این گونه به ژرفای خیال نه به ابر، نه به آب، نه به برگ نه به این خلوت خاموش کبوترها نه به این آتش سوزنده که لغزید به جام من به این جمله نمی اندیشم من مناجات درختان را هنگام سحر رقص عطر گل یخ را با باد نفس پاک شقایق ها را در سینه ی کوه صحبت چلچله را با صبح نبض پاینده ی هستی را در گندم زار گردش رنگ و طراوت را در گونه ی گل من به این جمله نمی اندیشم به تو می اندیشم .. ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم همه وقت، همه جا... من به هر حال ، که باشم به تو می اندیشم تو بدان،تنها این را تو بدان تو بیا تو بمان تنها با من تو بمان جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب من فدای تو، به جای همه گل ها تو بخند (گل من) ....

سلام زندگی

سلام اجی خوبم خواهش میکنم منم متشکرم بهم سر زدی اوووووخی این چه نازه والاااااااااااااااااآ [ابرو]

سلام زندگی

مادر! قسم برجامه ی پاکی که از عشقت به تن کردم که تا جان دربدن دارم فراموشت نخواهم کرد